PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART⁷
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(نامجون~)
جین دستش رو روی موهای سوآ گذاشت و نوازشش کرد
–من هروقت بخوای اینجام!به حرفات گوش میدم،من دوستت دارم سوآ حتی با اتفاقات گذشته ات!
سوآ که سعی داشت بغضش رو پنهان کنه به حرف های جین شکست و اشک هاش روی شونه های جین ریخت و جین کمی صورت سوآ رو از خودش فاصله داد و صورتش رو با دستاش قاب کرد و با انگشتای شستش اشک های روی گونه سوآ رو پاک کرد
–هی چرا گریه میکنی؟
+اینا اشک های شوق هستن...خوشحالم از اینکه بلاخره یه نفر من رو با تموم مشکلاتم پذیرفت!
–هی اینا مشکلات تو نیستن و اصلا تقصیر تو هم نیستن،پس دیگه گریه نکن هوم؟
+باشه
جین با احتیاط به پیشونی سوآ نزدیک میشه تا متوجه بشه اگر مشکلی نداره پیشونیش رو ببوسه و وقتی میبینه عقب نمیکشه بوسه ای آروم روی پیشونیش میزاره
«پرش زمانی دو ماه بعد»
رابطه سوآ و جین پیشرفت کرده بود در حدی که سوآ به جین اجازه میداد لباش رو ببوسه و گاهی اوقات مثل زمانی که سوآ جین رو میکاپ میکرد جین ازش بوسه هایی میدزدید و هردو میخندیدند و همه اعضا فهمیده بودن اما چیزی نمیگفتن تا خودشون بگن
حتی الان سوآ در حال میکاپ کردن جین بود و داشت براش رژ لب میزد در حالی که جین به لب های سوآ خیره شده بود و این نگاه های عاشقانه حواس سوآ رو پرت میکرد!سوآ از اون نگاه ها حس گرمی میگرفت اما برای شوخی اخمی ساختگی کرد!
+هی جین اگر میخوای میکاپت خراب نشه حواسم رو پرت نکن چون الان نزدیکه رژ لبت رو خراب کنم!
–خب تقصیر خودته که اینقدر زیبایی که من مجذوبت میشم!
سوآ میخنده و بلاخره رژ لب جین تموم میشه و وقتی میچرخه تا وسایلش رو جمع کنه جین یه بوسه کوچیک از گوشه لبش میدزده!
+یاااا جین!
–چیه؟فقط یه پاداش بود برای اینکه خیلی خوب منو میکاپ کردی!دو ماهه داریم باهم قرار میزاریم و خیلی خوشحالم!
+منم،ولی من هنوزم گاهی میترسم...از اون اتفاق لعنتی
جین کمی عقب رفت تا چشماش با چشمای سوآ همسو بشن
–هی نگران نباش کاری میکنم که اون اتفاق لعنتی رو فراموش کنی،و اینکه من هرقدر هم که بترسی کنارت میمونم،هیچ جا نمیرم!
سوآ خنده ای کرد و سعی کرد جلوی اشک هاش رو بگیره و موفق بود و به انگشتاش موهای جین رو نوازش کرد.
+امروز قراره برای کنسرت هفته دیگه تمرین کنی؟
–اوهوم ولی قبل از اینکه برای تمرین برم یه چیزی هست که باید انجام بدم
جین بلند میشه و به سمت کتش میره و دست میکنه توی جیبش و یه جعبه کوچیک بیرون میاره و به سمت سوآ میاد و جعبه رو باز میکنه،دوتا حلقه نقره ای رنگ ساده بود،حلقه نامزدی یا ازدواج نبود بلکه حلقه ای بود برای نشان دادن رابطه بینشون و اینکه احساس امن بودن رو به سوآ منتقل کنه،سوآ با دیدن حلقه تعجب کرد!
+واقعا برای منه؟
–اوهوم!نمیخوام فعلا با ازدواج و نامزدی تحت فشار قرارت بدم پس فعلا میتونیم باهم پارتنر بمونیم و این حلقه ها نشان دهنده عشقمونه! اجازه میدی دستت کنم؟
+اوهوم!ازت ممنونم
جین دست سوآ رو میگیره و حلقه قبلی توی انگشت سوآ رو که سوآ فقط برای حس امنیت مینداخت در میاره و انگشتر جدید رو جایگزین میکنه و سوآ انگشتر بزرگتر رو بر می داره و دست جین میکنه و جین رو محکم بغل میکنه
+ازت ممنونم!خیلی خیلی ممنون!
–همه اینا برای توعه!نیاز به تشکر نیست!
سوآ صدای قدم هایی رو میشنوه که به اتاق نزدیک میشن پس از جین فاصله میگیره و دقیقا همون لحظه در اتاق باز میشه نامجون بود.
~هی نمیخوای بیای؟تمرین رو باید شروع کنیم!
–الان میام تو برو
نامجون میره و جین برای آخرین بار سوآ رو در آغوش میگیره
–فعلا باید برای ضبط دنس پرکتیس برم،بعدا میبینمت
+منتظرت میمونم!
سوآ برای اولین بار حرکتی میزنه که جین رو متعجب میکنه...سوآ رو نوک انگشتان می ایسته و بوسه ای رو گونه جین میزنه و باعث لبخند جین میشه و سوآ هم گونه هاش از خجالت قرمز میشن و جین میره تا به تمرین برسه.
–بای!
+بای!
سوآ تصمیم گرفت برای اینکه کمی سرخی صورتش کم بشه بره به بیرون از کمپانی و میره،تمام مدت به انگشترش خیره بود و لبخند میزد و حواسش از دنیای اطرافش پرت بود و متوجه نشده بود کسی پشتش هست و وقتی به خودش اومد که دستمالی رو روی بینیش احساس کرد و کم کمی بیهوش شد و چهره تار اما آشنایی را دید که ازش میترسید و قصد فرار داشت.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART⁷
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(نامجون~)
جین دستش رو روی موهای سوآ گذاشت و نوازشش کرد
–من هروقت بخوای اینجام!به حرفات گوش میدم،من دوستت دارم سوآ حتی با اتفاقات گذشته ات!
سوآ که سعی داشت بغضش رو پنهان کنه به حرف های جین شکست و اشک هاش روی شونه های جین ریخت و جین کمی صورت سوآ رو از خودش فاصله داد و صورتش رو با دستاش قاب کرد و با انگشتای شستش اشک های روی گونه سوآ رو پاک کرد
–هی چرا گریه میکنی؟
+اینا اشک های شوق هستن...خوشحالم از اینکه بلاخره یه نفر من رو با تموم مشکلاتم پذیرفت!
–هی اینا مشکلات تو نیستن و اصلا تقصیر تو هم نیستن،پس دیگه گریه نکن هوم؟
+باشه
جین با احتیاط به پیشونی سوآ نزدیک میشه تا متوجه بشه اگر مشکلی نداره پیشونیش رو ببوسه و وقتی میبینه عقب نمیکشه بوسه ای آروم روی پیشونیش میزاره
«پرش زمانی دو ماه بعد»
رابطه سوآ و جین پیشرفت کرده بود در حدی که سوآ به جین اجازه میداد لباش رو ببوسه و گاهی اوقات مثل زمانی که سوآ جین رو میکاپ میکرد جین ازش بوسه هایی میدزدید و هردو میخندیدند و همه اعضا فهمیده بودن اما چیزی نمیگفتن تا خودشون بگن
حتی الان سوآ در حال میکاپ کردن جین بود و داشت براش رژ لب میزد در حالی که جین به لب های سوآ خیره شده بود و این نگاه های عاشقانه حواس سوآ رو پرت میکرد!سوآ از اون نگاه ها حس گرمی میگرفت اما برای شوخی اخمی ساختگی کرد!
+هی جین اگر میخوای میکاپت خراب نشه حواسم رو پرت نکن چون الان نزدیکه رژ لبت رو خراب کنم!
–خب تقصیر خودته که اینقدر زیبایی که من مجذوبت میشم!
سوآ میخنده و بلاخره رژ لب جین تموم میشه و وقتی میچرخه تا وسایلش رو جمع کنه جین یه بوسه کوچیک از گوشه لبش میدزده!
+یاااا جین!
–چیه؟فقط یه پاداش بود برای اینکه خیلی خوب منو میکاپ کردی!دو ماهه داریم باهم قرار میزاریم و خیلی خوشحالم!
+منم،ولی من هنوزم گاهی میترسم...از اون اتفاق لعنتی
جین کمی عقب رفت تا چشماش با چشمای سوآ همسو بشن
–هی نگران نباش کاری میکنم که اون اتفاق لعنتی رو فراموش کنی،و اینکه من هرقدر هم که بترسی کنارت میمونم،هیچ جا نمیرم!
سوآ خنده ای کرد و سعی کرد جلوی اشک هاش رو بگیره و موفق بود و به انگشتاش موهای جین رو نوازش کرد.
+امروز قراره برای کنسرت هفته دیگه تمرین کنی؟
–اوهوم ولی قبل از اینکه برای تمرین برم یه چیزی هست که باید انجام بدم
جین بلند میشه و به سمت کتش میره و دست میکنه توی جیبش و یه جعبه کوچیک بیرون میاره و به سمت سوآ میاد و جعبه رو باز میکنه،دوتا حلقه نقره ای رنگ ساده بود،حلقه نامزدی یا ازدواج نبود بلکه حلقه ای بود برای نشان دادن رابطه بینشون و اینکه احساس امن بودن رو به سوآ منتقل کنه،سوآ با دیدن حلقه تعجب کرد!
+واقعا برای منه؟
–اوهوم!نمیخوام فعلا با ازدواج و نامزدی تحت فشار قرارت بدم پس فعلا میتونیم باهم پارتنر بمونیم و این حلقه ها نشان دهنده عشقمونه! اجازه میدی دستت کنم؟
+اوهوم!ازت ممنونم
جین دست سوآ رو میگیره و حلقه قبلی توی انگشت سوآ رو که سوآ فقط برای حس امنیت مینداخت در میاره و انگشتر جدید رو جایگزین میکنه و سوآ انگشتر بزرگتر رو بر می داره و دست جین میکنه و جین رو محکم بغل میکنه
+ازت ممنونم!خیلی خیلی ممنون!
–همه اینا برای توعه!نیاز به تشکر نیست!
سوآ صدای قدم هایی رو میشنوه که به اتاق نزدیک میشن پس از جین فاصله میگیره و دقیقا همون لحظه در اتاق باز میشه نامجون بود.
~هی نمیخوای بیای؟تمرین رو باید شروع کنیم!
–الان میام تو برو
نامجون میره و جین برای آخرین بار سوآ رو در آغوش میگیره
–فعلا باید برای ضبط دنس پرکتیس برم،بعدا میبینمت
+منتظرت میمونم!
سوآ برای اولین بار حرکتی میزنه که جین رو متعجب میکنه...سوآ رو نوک انگشتان می ایسته و بوسه ای رو گونه جین میزنه و باعث لبخند جین میشه و سوآ هم گونه هاش از خجالت قرمز میشن و جین میره تا به تمرین برسه.
–بای!
+بای!
سوآ تصمیم گرفت برای اینکه کمی سرخی صورتش کم بشه بره به بیرون از کمپانی و میره،تمام مدت به انگشترش خیره بود و لبخند میزد و حواسش از دنیای اطرافش پرت بود و متوجه نشده بود کسی پشتش هست و وقتی به خودش اومد که دستمالی رو روی بینیش احساس کرد و کم کمی بیهوش شد و چهره تار اما آشنایی را دید که ازش میترسید و قصد فرار داشت.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۸.۲k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط