شبانگاه است

شبانگاه است
و رویائی
من و رویای تنهائی
دو چشمم دوخته بر راهی
که رفتی و
نمی آیی
شبانگاه است
و رویائی
من و بُغضی ز رسوائی
و چشمی خیس
بر راهی
که از آن ره تو باز آئی
شبانگاهی است ،
تماشائی
من و باران و تنهائی ............
#شهزاد
دیدگاه ها (۷)

من آن شولای بارانم همان باد گریزانم شدم عریان تر از پاییز ...

تا دلم هوای باران می کند یاد ِ تو دل را پریشان می کند غم بار...

در آن هنگامه ی باراندر آنسوی شب و زنداندر آن لحظه که عریانیک...

بُغض من از رویای چشمانت بارانی است حافظ ترین فالم که در قاف...

باران در سئول همیشه بوی خاصی داشت؛ ترکیبی از خاک خیس و خنکای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط