رفتم درمغازه گفتم نوشابه دارین؟ طرف گفت :مشکی! گفتم :پ..

رفتم درمغازه گفتم نوشابه دارین؟ طرف گفت :مشکی! گفتم :پ.. گفت :گمشوبیرون بیشعورعوضی! این چیه یاد گرفتن خودشونو مسخره میکنن. گفتم :بابا میخواستم بگم پنیرهم میخوام. کلی معذرت خواهی کردوازخجالت دراومد بعدش گفت :پنیر بسته ای؟ گفتم :پ ن پ! متری؟ گفتموفرارکردم...
دیدگاه ها (۱۳)

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

professor Riddle,p51

آخرین دعا 15

I can be myself with himPart¹⁰⁷کمی بعد،باهم از بیمارستان اوم...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤎 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁶ | پارتـ ⁶📜 𝖕𝖔𝖛 ...

KIM V

عاشقم باش Part 52

پارت⁸:))

ویرایش : یس بالاخره پست شد قیافم بعد از اینکه خواهر کوچیکترم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط