بخوونيد بچه ها
بخوونيد بچه ها
داستان زيبا از امام كاظم:
يونس بن عبدالرّحمان - که يکى از ياران صديق و از وکلاى امام صادق، امام کاظم و امام رضا عليهم السلام بود - روزى به مجلس پُر فيض حضرت ابوالحسن، امام موسى بن جعفر عليهما السلام وارد شد .
امام عليه السلام پس از مذاکراتى، ضمن موعظه هائى گوناگون به او فرمود: اى يونس ! با مردم مدارا کن؛ و هرکسى را به اندازه معرفت و شعورش با وى صحبت کن .
يونس اظهار داشت: اى مولايم ! مردم مرا به عنوان بى دين و زنديق خطاب مى کنند .
امام عليه السلام فرمود: گفتار مردم نبايد در روحيّه و افکار تو تأثير بگذارد، چنانچه در دستهاي تو جواهرات باشد و مردم بگويند که سنگ ريزه است؛ و يا آن که در دست هايت سنگ ريزه باشد و مردم بگويند که جواهرات است ، اين گفتار هيچ گونه سود و يا زيانى براى تو نخواهد داشت.
( بحارالا نوار: ج 2، ص 66 )
داستان زيبا از امام كاظم:
يونس بن عبدالرّحمان - که يکى از ياران صديق و از وکلاى امام صادق، امام کاظم و امام رضا عليهم السلام بود - روزى به مجلس پُر فيض حضرت ابوالحسن، امام موسى بن جعفر عليهما السلام وارد شد .
امام عليه السلام پس از مذاکراتى، ضمن موعظه هائى گوناگون به او فرمود: اى يونس ! با مردم مدارا کن؛ و هرکسى را به اندازه معرفت و شعورش با وى صحبت کن .
يونس اظهار داشت: اى مولايم ! مردم مرا به عنوان بى دين و زنديق خطاب مى کنند .
امام عليه السلام فرمود: گفتار مردم نبايد در روحيّه و افکار تو تأثير بگذارد، چنانچه در دستهاي تو جواهرات باشد و مردم بگويند که سنگ ريزه است؛ و يا آن که در دست هايت سنگ ريزه باشد و مردم بگويند که جواهرات است ، اين گفتار هيچ گونه سود و يا زيانى براى تو نخواهد داشت.
( بحارالا نوار: ج 2، ص 66 )
- ۷۴۰
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط