من زن خلق شدم

من زن خلق شدم

نه برای در حسرت یک بوسه ماندن.

برای بوسه ای از جنس آرامش.

من زن نشدم که همخواب آدمهای بیخواب شوم

زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم.

زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشم.

زن شدم تا آغوشی در تنهایی عشقم باشم.

برای خوشنامی صد سال کم است اما برای بد نامی یک لحظه کافیست
دیدگاه ها (۱)

و تنهاییتنها واژه‌ای ستکه تنها نیست

﷽اَللّـٰهُمَّ صَلِّ عَلےٰ مُحَمَّدٍ وَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَّ عَ...

مَن هَمینَم…نَه چشمآטּ آبــﮯ دارَم…نه کفشهآﮮ پآشنِه بُلنَد…ه...

دخترانه هایم را زیر سوال نبرتوهرچقدر هم که نیرومند باشیزیر ل...

پارت ۲۲:سلام من به زندگی جدید(Rose)۹ مارس سال ۱۹۹۳.شروع دفتر...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

love in the dark⑧③چند ساعت بعد چشمامو باز کردم جونگکوک رو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط