***من با همه‌ی درد جهان ساختم اما

***من با همه‌ی درد جهان ساختم اما
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم
من خسته تن از این همه تاوان جدایی
ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیفتم
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی؟
انقدر که راحت به خودم سخت گرفتم
از عشق شده باور من درد کشیدن
گیرم همه آینده‌ی من پاک شد از تو
با خاطره‌های تو چه باید بکنم من
من خسته‌ام از این همه تاوان جدایی
ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیفتم
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی***
دیدگاه ها (۲)

***چشم من! بیا منو یاری بکن گونه‌هام خشکیده شد، کاری بکن! غی...

***برف، برف، برف می‌باره قلب من امشب بی‌قراره برف، برف، برف ...

***سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی‌ها رو، تو ...

خخخ ترسیده

عاشقانه

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

{ مامان میگه 'صدا' مخاطبو بیشتر از 'متن' جذب میکنه؛ همینطوره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط