نفرت در برابر عشقی که بهت دارم

{{ نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}
پارت 43

جونگکوک بدون اینکه توجه به حرف بکونه با قدم های آروم به سمت میومد و جلوش ایستاده
جونگکوک : تو چا جی هون رو از کجا میشناسی
ا،ت : دلیلی نمیبینم که بهت توضیح بدم
ا،ت از کنار جونگکوک رد شد که جونگکوک بازوش رو محکم گرفت و به سمت خودش برگردوند ا،ت بازوش رو از دست جونگکوک جدا کرد
ا،ت : چیکار میکنی دردم‌ اومد
جونگکوک همینجوری با قدم هاي آروم بهش نزدیک میشد
با هر قدم جونگکوک ا،ت یک قدم عقب میرفت تا اینکه به دیوار برخورد کرد و جونگکوک بهش نزدیک شد و روی صورتش خم شد
ا،ت همینجوری خیره به چشمای جونگکوک نگاه میکرد
جونگکوک : اگه از چا جی هون فاصله نگیری ممکن بیشتر از این درد بکشی
ا،ت : تو نمیتونی بهم بگی با کی باشم
جونگکوک با این حرفش عصبانی تر شد چون فکر کرد اون دوست پسرش باشه
جونگکوک : چه‌ نسبتی باهاش داری نکنه دوست پسرت.........
هرف جونگکوک با دادی که ا،ت زد قطع شد
ا،ت : آره دوست پسرمه یا نه اصلا شوهرم الان میخواهی چیکار........
حرف ا،ت با قرار گرفتن لبای جونگکوک روی لب هایش قطع شد
جونگکوک مک*های عمیقی از لبش می‌گرفت و ا،ت از شکه هيچ واکنشی نشون نداد که جونگکوک ازش جدا شد
جونگکوک : خانم کوچولو طعم لبات از قبل هم‌ شیرین تر شده
ا،ت که تازه متوجه شرایط اش شده بود دستش رو شونه هایش گذاشت و هولش داد و با عصبانیت داد زد
ا،ت : چه قلتی میکنی
جونگکوک دستش رو گرفت و به سمت خودش کشید و دست‌ دیگرش‌ رو دوره کمرش حلقه کرد
جونگکوک : برای این بود که بفهمی متعلق به کی هستی و حق نداری حتا به کس دیگه فکر کنی
ا،ت : ولم کن من متعلق به هیچ کس نیستم تو یکی که به هیچ وجه
ا،ت دست جونگکوک رو از دوره کمرش باز کرد و عصبانیت گفت‌
ا،ت : اصلا چرا برات مهمه با کی رابطه دارم یا چی میپوشم اصلا دوست دارم لباسای کوتاهی بپوشم به تو چه
جونگکوک سکوت کرد و هیچ جوابی بهش نداد
ا،ت : میدونستم هیچ جوابی براش نداری
ا،ت نگاهش رو از جونگکوک گرفت و به سمت در رفت که با حرف جونگکوک ایستاد
جونگکوک : چون عاشقتم نمیتونم ببینم بجز من کس دیگه بهت نگاه کنه یا کنارت باشه
ا،ت نگاه غمگینی به جونگکوک انداخت و برای چند سانیه توی چشمای هم خیره بودن که ا،ت گفت
ا،ت : عشق دو روزه قابل باور نیست مخصوص اگه اون عشق
عشق جئون جونگکوک باشه
بدون اینکه به حرف جونگکوک گوش کنه از اتاق خارج شد و به سمت دوستاش رفت و نشست بعد از چند مین جونگکوک هم‌اومد و کنار تهیونگ وایستاد
تهیونگ : کجا بودی یک‌ ساعته.................ادامه دارد


قلط املائی بود معذرت

خوشگلا ببخشید نمیتونم دو سه روز فیک بزارم واقعا حالم خوب نیست بهتر شدم حتما میزارم شما هم حمایت کنید و کامنت های پر انرژی بزارید تا بتونم انگیزه بگیرم
دیدگاه ها (۱۸)

{{ نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}پارت 44تهیونگ : کجا بودی...

{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}پارت 45ا،ت : چرا بیدارم ن...

{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}پارت 42ا،ت : اون قبلآ هم ...

{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}پارت 41که این بیشتر باعث ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط