مرا از خویش میرانی و گویی دوستت دارم
مرا از خویش میرانی و گویی دوستت دارم
نشاید این چنین ماند، به قلبم آتشِ مِهرت
درت آغوش جا دادی مرا، اما پس از چندی
به اخمی راندهای ما را ز الطافِ درِ لطفت
مُعَیَن کن چه می خواهی ز من، قهرم و یا مهرم
بگو با من که می خواهم بمانم باز نزدیکت
🍀
نشاید این چنین ماند، به قلبم آتشِ مِهرت
درت آغوش جا دادی مرا، اما پس از چندی
به اخمی راندهای ما را ز الطافِ درِ لطفت
مُعَیَن کن چه می خواهی ز من، قهرم و یا مهرم
بگو با من که می خواهم بمانم باز نزدیکت
🍀
- ۲۷۲
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط