مگر نمی توانست

‍ ‍ مگر نمی توانست
خاکش را رها کند!!!
و پناهنده کوچه های
اروپا شود!
یا مگر نمی شد
در دیسکوهای عربی
لباس های باز بپوشد
و برای اعراب پولدار برقصد؟

یا برای چند دلار
در آغوش هرکسی بخوابد
آری...
همه چیز فراهم بود
برای رفتن...
ولی ماند! ماند! ماند!
آنقدر ماند که آخر
خاکش را آزاد کرد...

و بجای لباس شیک و مارک دار
رخت جنگ را پوشید!
و او...
بند پوتینش را محکم گره زد
تا بند لباس زنانش به دست
جهادیان داعشی پاره نشود
و نامش در جهان
دخترکورد شد

عکسش تیتر اول
روزنامه های جهانیست
و امروز نه برده است
و نه در دیسکو ها
برای عرب ها میرقصد
بلکه او نماد شجاعت
و شرافت است



#somakurd


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

علیرغم تمامی کارشکنی ها و تلاشهای دیپلماتیک حکومت اردوغان، ه...

«بیاد گذشته» چرا خسته نباشم چرا خسته نباشم؟ مگر سفره هفت سین...

نه جایی میرم نه جایی رامیگیرم درخانه خودم هستم. کوردستان سرز...

اهداء عضو اجباری رودخانه زاب به دریاچه ارومیه ...منتقدان این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط