میان این غزل ها دیدمت من

شراب عشقی و نوشیدمت من

لبانت شعر را پاشید وقتی

بدون قافیه بوسیدمت من
دیدگاه ها (۱)

بیـادلتنـگ یـادخـویـش بـاشیـمڪمـےدانـاودورانـدیـش بـاشیـمزدر...

می شود ســجده ڪنم بر سرِ زانوی شمامی شود من بشوم هــمدم و بـ...

گاهے یڪ نگاه آنقدر مهربان است ڪہچشم هرگزرهایش نمیڪندگاهےیڪ ر...

خوشم من با تب عشقتطبیب آمد، جوابش کن! حبیبم! چشم بیمار تووو...

‌ ‌

لبانت دور و در خواب استو چشمانت مداوم با نگاهم شعر میبافدگره...

وقتی این ۳ بشر میان لایو 👏🏻🤌🏻

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط