من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟

من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟

آه صبح و گریه شبها به فریادم رسد

دامن صحرا نبرد از چهره ام گرد ملال

می روم چون سیل تا دریا به فریادم رسد
دیدگاه ها (۰)

با خدا حرف زدم تا به سرانجام رسمکه سرانجام تو باشی و به فرجا...

به همه خاطـره هایم گره ی کور زدمبه یکی انگ و دگر وصله ی ناجو...

آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلاصد هزاران سر سر جان شنیدست...

همیشه هم حذف کردن راهِ چاره نیستگاهی باید بعضی ها را نگه دار...

مغزم داره گوز می ده نمی کشه فیک جدید بنویسم بریم فیک های قبل...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۱روز اول گذشت.جونگ کوک به هیچکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط