سرکاری ش 8

سرکاری ش 8


رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی خوردم دیدم
پسته ها نم کشیده گفتم ننه پس چرا اینا اینجوریه

گفت:اینا توی سوهانا بود که داییت سوغاتی آورده بود سوهانهاشو مکیدم اینم پسته هاشه من که دندون ندارم
دیدگاه ها (۱)

سرکاری ش 9 . تویه گروه بودم دختره به دوستش گفت المیراممنون ....

سرکاری ش 10 مشهدیه میبینه مردم تو میدون جمع شدن.از پلیسه میپ...

سرکاری ش 7 تو پاساژ راه میرفتم که یهوخوردم به یه نفرو افتادز...

دوتا عشقولای من....من میگم دپیکا خوشکلتر و اندامش بهتر از کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط