سرکاری ش 8

سرکاری ش 8


رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی خوردم دیدم
پسته ها نم کشیده گفتم ننه پس چرا اینا اینجوریه

گفت:اینا توی سوهانا بود که داییت سوغاتی آورده بود سوهانهاشو مکیدم اینم پسته هاشه من که دندون ندارم
دیدگاه ها (۱)

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی...

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی...

رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی من چند تایی...

پارت۱امروز از خواب ساعت ۷صبح بیدار شدم رفتم مدرسه اصن دوست ن...

( پارت۴ فیک تهیونگ : بد بوی من //my bad boy )

عشق درسایه سلطنت پارت 260

من دیگه طاقت ندارم یک چند تا داستان ترسناک میذارم پارت پنجم ...

عشق در نگاه اول پارت ۱۷

PΛЯƬ23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط