خوش آن ساعت که یار از در آیو

خوش آن ساعت که یار از در آیو
شو هجران و روز غم سر آیو
زدل بیرون کنم جانرا بصد شوق
همی واجم که جایش دلبر آیو
دیدگاه ها (۰)

برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌امور چه آزادم ترا تا زنده‌ام...

گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشدگفتم رسم به وصلت گفتا محال ب...

‌‌‌عالم بی‌خبری، طرفه بهشتی بوده است حیف و صد حیف که ما دیر...

از جلوه حسنت که بری از همه عیب استآسوده دل آن است که در پرده...

🍒🌱من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارمنه از آبم نه از خاکم سر...

سرخی عشق پارت ۴

«غروبِ جمعه، همیشه نبودنِ تو را فریاد می‌زند...💔نبودنِ آن کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط