آن شب که مرا سرزده مهمان شده بودی

آن شب که مرا سرزده مهمان شده بودی
آمیزه‌ای از شبنم و طوفان شده بودی

چون جلوه جادویی مهتاب پس از ابر
در هاله‌ای از نور نمایان شده بودی

در فصل عطشکامی محضی که مرا بود
مصداق صمیمانه باران شده بودی

من مثل شب زلزله ویران شده بودم
تو مثل دل آینه حیران شده بودی

ای جدول مجهول معمایی مشکل
کز معجز عشق آن همه آسان شده بودی

افسانه‌ترین خاطره زندگیم بود
آن شب که مرا سرزده مهمان شده بودی
دیدگاه ها (۲)

️:اگه قرار بودهرکس بزرگترین غمش رو بردارهو ببره تحویل بده،با...

️:آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگری از بالا نگاه کندو آن ...

فرشته گفت :پس قرارمان این باشدهر چه انسان روی زمینانجام داد ...

اینروزها حسابی دورم شلوغ است دیگر تنها نیستموقتی یادت هستخاط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط