درد هایم را مینویسم در صفحه ای مجازی تا دل بی طاقتم برای
درد هایم را مینویسم در صفحه ای مجازی تا دل بی طاقتم برای لحظاتی هم که شده ارام بگیرد تا شبنم چشمانم برای لحظاتی هم که شده نچکد....سرازیر نشود تا حتی ذره ای هم که شده سبک شوم نمیدانی نه نمیدانی این روزها چقدر پرپر ام
پرم از بغضی بی انتها پرم از فریادی که در گلو خفه شده اما حرف نمیزنم سکوتی میکنم به مساحت تمام دردهای بی درمانم ببین مرا.... روزه ی سکوت گرفته ام این روزها نه اینکه دردی نیست نه درد هست....زخم هست اما گوش شنوایی نیست! هیچکس نیست!!!!!!!
پرم از بغضی بی انتها پرم از فریادی که در گلو خفه شده اما حرف نمیزنم سکوتی میکنم به مساحت تمام دردهای بی درمانم ببین مرا.... روزه ی سکوت گرفته ام این روزها نه اینکه دردی نیست نه درد هست....زخم هست اما گوش شنوایی نیست! هیچکس نیست!!!!!!!
- ۲.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط