گوش کن ساز دلم را که شنیدن دارد

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن دارد
همــه شب دل نی عشق تو دمیدن دارد

این دلــم در هـــوس شـاخ بـهـــاری اما
در سـرش باد خــزان فکــر دمیدن دارد

شعــر من عطــر تو و بوی غــم دل دارد
اشکـهایم همــه شب قصـد چکیدن دارد

من در این باغ خــزان ره نگــرانم تنـهــا
این نگــارم چه زمـان عـزم رسیدن دارد

خاطـــرم از پس آن خاطـــر آشفــته یار
شـده آشفــته و حالـش همـه دیدن دارد

شمــع هجـران تو نیفروز که جانا دل من
دور این شـــمـع کجـــا تاب دویــدن دارد

گشـته ام خسـته از این درد که درمانم نیست
کی از این عشق دلم دست کشیدن دارد

واژه واژه شـده شعـری که برایت گفتم
شعـر من بی تو چــرا میل رمـیدن دارد

یار من یک نظــری بر دل بیچـــاره نکرد
با همــه زخــم و غمش میل تپیدن دارد...


#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

‌آتشی در سینه دارم جاودانی؛ عمر من مرگیست، نامش زندگانیرحمتی...

کمی هم بخندیم..‌.یغمای جندقی ، از شاعران معروف و بذله گو دور...

ز دریچه های چشمم نظری به ماه داریچه بلند بختی ای دل که به دو...

ما بدان قامت و بالا، نگرانیم هنوزوز غمت خون دل از دیده روانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط