من که از آتش دل چون خم می در جوشم

من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم

قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم

حافظ
دیدگاه ها (۴)

حضرت یار

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

سلام دلیل خوشحالی من صبحت بخیررررمرا با هر نامی که می‌خواهی ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

سلام مهربان پدرم ، مهدی جان صبحتان بخیر ، عزیز دل های ماچه د...

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌امخانه به خانه، در به در، کوچه...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط