دست در دستِ غریبه ای میروم

دست در دستِ غریبه ای میروم
که مهمان و مقیمِ زندگیم شده
غریبه ای که شبی آمد و
فردایش نرفت،
و فرداهایش
و سالهای سال او را،
هر چه بیشتر میشناسم
غریبه تر میشودو هرگز
آشنای من نشد
او که سکوت را به من آموخت،
تا فریادهایش،
بلندتر شنیده شودو من سالهاست،
که نمیشنوم
نه اینکه کر شده باشم، نه
فقط،
گوشهایم ،
دروازه شده اند
دیدگاه ها (۳)

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شدز...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شد...

✍ برای فردای فرزندان و مادران آینده وطن🔺 دیدی روسری، فقط یه ...

جاعینکی پینترستی

مدل لباس

مدل لباس

زیبایی مختص مو نیست...💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖#کیوت #زیبا #دخترانه#صو...

از محیط کار ناامن فقط فرار کن!#زن

لباس جدید دوختم نظرتون چیه

بسته بندی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط