فیک هوپ حس بین ما

فیک هوپ حس بین ما
(پارت۲۲)
از زبان ات
رفتیم مهمونی البته من از هوپ زود تر رفتم که بچه ها شک نکنن چون هوپ خوشش نمیاد هوپ هم اومد نشسته بودیم هوپ میخواست مشروب بخوره زنگ زدم بهش گفت جانم گفتم مشروب بخوری من میدونم با تو گفت چرا گفتم‌منم مست میکنم عه گفت باشه قطع کن گوشیو دیگه
از زبان هوپ
دور همی تموم شد با ات داشتیم میرفتیم خونه هرچی میگفتم‌فقط میگفت هوم توی خودش بود رسیدیم‌خونه رفت یه گوشه نشست گفتم ات من تورو‌ میشناسم چته گفت هیچی گفتم عشقم بگو‌دیگه اینجوری‌فکر میکنم بهم اعتماد نداری بگو چیه من میدونم یه چیزیت هست سرشو اورد پایین از چونش گرفت سرشو اوردم بالا داشت گریه میکرد گفتم چیه عشقم گفت یکی از بچه های اکیپ گفت با هوپ کات کردی گفتم اره بعد گفت خوب کردی شما یه زوجی بودین که بهم‌نمیومدین خیلی باهم متفابت بودین شما فقط یه هفته باهم بودین ازاول معلوم بود که رابطه تون زیاد دوم نمیاره اگه این حرفا تاثیر روی زندگیمون داشته باشه طلاق بگیریم سرشو دوباره پایین کرد و هی گریه میکرد منم بخاطر اینکه به رابطه مون روحیه بدم این اهنگو خوندم (توی وضعیت سفیدم باهات متضاد منی ولی رفیقم باهات من سیاه تو سفید فرقمون زیاد اما جالب اینه کاملا بهم میایم) بعد سرشو اورد و خندید گفت تو خدای روحیه پسر عاشقتم دستشو گرفتم و شروع به تانگو‌رقصیدن کردیم
دیدگاه ها (۷)

فیک جین قلعه سیاه (پارت۱۴)از زبان ات گفتم خب چطوری کشتیش سرش...

فیک هوپ حس بین ما(پارت۱۹)ساعت۸ شباز زبان اتیه لیوان شکستم پ...

فیک هوپ حس بین ما(پارت۱۶)از زبان ات نشسته بودم که نایسا اومد...

#عشق زیبای من Part20(پارت اخر) کوک:ات میدونم الان وقتش نیس ا...

تکپارتی ... ازدواج اجباری * ویو ات * یکسالی میشه با بزرگترین...

Dark life..P)13ویو مادر ات:× اون پسرا چشون شده‌..چرا اینجوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط