P1

P1
استلا : ایییی
رز : هیشششش هیچی نگو
استلا : درد داره خب
رز : یه آقا می‌خواهد بیاید و بین بچه ها یکی رو انتخاب کنه
استلا : مثل خانم ادلینا شدیا
رز : هیشش من دوستت نیستم پرستارتم
استلا : تو کارگر یتیم خونه ای
رز : هیشششش
استلا : تموم شد ?
رز : آره
خانم ادلینا : رسیدن بچه ها بیرون سریع
بیرون رفتیم دختر ها عقب جلو و پسر ها صف جلو بودن
خانم ادلینا : آقای ریدل بفرمایید فکر کنم بچه ی انتخابیتون بین بچه های ما باشه
تام : همه ی پسر هارو بفرسمت برن
وقتی پسر ها رفتن تونستم ببینمش کت و شلوار مشکی پوشیده بود همه‌مونو نگاه کرد و به من رسید نگاهش روم متوقف شد و ادامه داد
خانم ادلینا : از کدوم یکی از دختر هامون خوشتون اومده
تام : کدوم هاشون از ۸ یا ۹ سالگی اینجا بودن
دستاشو پشتش گرفته بود و جذبه زیادی داشت
خانم ادلینا : خب دخترا بیاید جلو
یه عده که منم عوضشون بودم جلو اومدیم
به سمتم اومد در نزدیک ترین حالت ممکن بود
تام : استلا
استلا : بله
سرمو تکون دادم اون اسممو از کجا میدونست ؟
رو به خانم ادلینا کرد
تام : وسایلشو جمع کنید
خانم ادلینا : برای دوره آزمایشی
تام : نه مطمئنم
و رفت و اون جذبه ی عجیبی داشت ؟
دیدگاه ها (۱)

P2 یه خدمتکار پیشم اومد و وسایلمو گرفت و برد به داخل عمارت ا...

امروز آخرین امتحانمه گیلیگیگبیلیگلیبلیلببیبیخب درخواستی هاتو...

28۱ ماه بعد لباسامونو پوشیدیم و سوار ماشین شدیمدیانا : متیو ...

p7اومد کنارم نشست و دستی که سرم توش بود رو نوازش میکرد سرمو ...

ریکشن پسرای اسلیترین وقتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط