نمـےدانم چرا هیچکس تعجب نمـےکند

نمـےدانم چرا هیچکس تعجب نمـےکند
وقتـے با چشم هاے قرمز و ورم کرده میگویـے دیشب خوب نخوابیده ام...
البتہ گاهـے در مهربانانہ ترین حالت
مُمکن است بِگویند سَرما خورده ایـے
شایَد هَم قلبت سَرما خورده باشد...
البتہ بعید میدانم...
مَعمولا زمانـے کہ قلبِ آدَمـے مـےشکند سَرما نِمـےخورد
هَرچند دیگر این روز ها این هَم تَعجب آور نَخواهد بود...
اما اگر دستت بشکند سِیل محبتـے بہ سویت روانہ خواهد شد...
گویـے همہ در انتظار یک بلاے آسمانـے بوده اند
زمانـے کہ میگویـے دیشب خوب نخوابیده ام
چہ کسـے جز خودت مـےداند چرا؟؟
چہ انتظارے دارے کہ متوجہ شوند کہ در
احمقانہ ترین حالتِ ممکن تا پنج صبح
تلفن همراهت را چک میکردے
اما هیچ چیز تازه اے نیافتہ اے...
احساس میکنـے لحظاتت را دزدیده اند
اما چہ کسـے؟
چہ کسـے دزدیده است؟
خودت هَم میدانـے خودت خواستہ اے
مثل همیشہ
حالت را جورے مـےپرسند کہ انگار مجبور میشوے با لبخند ملایمـے
کہ شاید نشانہ ے بـے اعتنایـے است
با صدایـے گرفتہ بگویـے بلہ خوبـــــم...
اما بہ اتاقت میروے و در را کہ میبندے
باز هَم شب با همان قطرات اشکـے کہ نم نم
سکوت خانہ را مـے شکند از راه مـےرسد
میدانـے اصلا خوب نیستـے
میدانـے چقدر دلت مـےخواهد فردا صبح
با چشم هاے قرمز و ورم کرده کہ بیرون میروے
بہ همہ بگویـے کہ من حالم بد است
من دیشب خوب نخوابیدم
من اما سرما هم نخورده ام
حالم بد است...
حالم...
اما ترجیح میدهـے دماغت را بالا بکشـے
و با یک لبخند ملایم بگویـے
بلہ خوبـــــم...
دیدگاه ها (۱)

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

دیگر برایم مهم نیست !بی حس شده ام ...از قضاوت و بی انصافیِ ه...

شاهزاده دوست داشتنی من

~[ #پرانتز ] -> مرد بودن به این نیست که همیشه قوی، بی‌احساس ...

intertwined fate of two enemies-part 5

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

سناریو ران پارت ۲

#یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟P11او او خانوم کوچولو ها چرا ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟗داشتم چندتا برگه رو بررسی میکردم، که ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط