حرفی بزن ستاره ی دنباله دار من

حرفی بزن ستاره ی دنباله دار من
گاهی بپرس از من و از کار و بار من
نزدیک تر بیا بچش از دست پخت خود
با اشک ها یکی شده شام و نهار من
حرف از من و تو نیست که از ما فراتر است
این نُت نوشته های پر از زار زارِ من
از دور تر بگو و به من هدیه ای بده
پیوسته می روند همه از کنار من
حتی اگر برای گُذَر لحظه ای بزن
یک سر به ایستگاه پُر از انتظار من
خوابم گرفته این دم آخر، بگو کسی
کاری دگر نداشته باشد به کار من!
دیدگاه ها (۳۰)

قاب عکسی کهنه ام در گنجه... پیدا کن مرابر غبار صورتم دستی بک...

کلبــه ای با نغمه ی گیتار می خواهد دلمبوی عطــر دشت گندمــزا...

واقعا عاقبت دست و قلم غمگین استکاغذ از خون همین دست و قلم رن...

رفته‌ای چندی‌ست تا خالی شوی از ما و من‌هاخوش ندارم ناخوش احو...

part 8( بعد از تلفن بین ا.ت و کوک چند دقیقه بعد از.ت رسید جا...

𝐩𝐚𝐫𝐭𝟓

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط