یادش بخیر اون زمانی که مدرسه میرفتم یکی دو هفته اول عین ن

یادش بخیر اون زمانی که مدرسه میرفتم یکی دو هفته اول عین ندید بدیدا کتاباو لوازم جدید رو نگاه میکردم.. همچی تا یکی دوهفته اول رؤیایی بود، کتابهامو جلد خوشگل میگرفتم، برا خودم برنامه ریزی میکردم، چندساعت درس بخونم، چندساعت ورزش کنم, چندساعت تلویزیون و...
اما بعداز مدت کوتاهی همچی بهم میریخت،..
میگفتم حالا که واسه خوندن زوده چند روز قبل امتحان میخونم،
ولی سرتُ درد نیارم همچی میموند براشب امتحان..
ولی خداروشکر که من از بس باهوش بودم که نخونده نمره میگرفتم. اونم نه نمرات متوسط بلکه همش بیست.
خخخخ معلم بهم میگفت علی جان نخونده بیست میگیری اگه بخونی چند میگیری؟
میگفت علی تو چقدر ماهی تو چقدرباهوشی، .قدر بیوتیفولی،چقدر آقایی. با کمالاتی .
میگفت اصلاً هم از خودت تعریف نمیکنی.. اون میگفت من نمیگفتم..



یادش بخیر..

قسمتی
از خاطرات پرفسور علی آزادی منش
کتاب بهترینهای تاریخ ..ج ۲ ص ۲۳۴
دیدگاه ها (۱۲)

متن بخونید جالبه

خیلی جالبه.

خخخخ ..چه بامزه

شما نمیدونید چی میخاد افتتاح کنه؟!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط