شده است نام کسی ورد زبانت باشد؟

شده است نام کسی ورد زبانت باشد؟
شوق دیدار مهش جان جهانت باشد؟

یاغی سرکش پر نام و نشانی باشی
پر غروری چو دنا جا و مکانت باشد

شده است پای به صحرای غزالش بنهی
تب تند غزلی در رگ جانت باشد

به غزل صید غزالت نشود ممکن چون
مطلع هر غزلت تیر و کمانت باشد

شده است در پی وصلش بروی کوه به کوه
خط ابروی کجش خط امانت باشد

ندهد هیچ امانت و پی کشتن تو
بدتر از کهنه چریکی پی جانت باشد

زیر رگبار خودی باشی و یک ذره امید
انتهای همه ی توش و توانت باشد

جمله دوست مزن!این منم آن یار شفیق
کمترین فرصت و اوقات و زمانت باشد

بزند تیر به قلبت و تو حتا دم مرگ
باز هم نام خوشش روی لبانت باشد
دیدگاه ها (۵۶)

از شدت عشق تو، دیوانه شدن زیباست آواره شدن با تو،بی خانه شد...

سلام خدمت تک تک دوستان مهربانم انشاالله همیشه زنده باشین وسل...

بیا بیا به یاریم تمام زندگانیمتو گر شوی نگار من به عرش میرسا...

نشعه ی شعرم ولی دارم خماری میکشمگوشه دنج اتاقم بی قراری میکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط