دیوانه ز دست عشق تو کنونم

دیوانه ز دست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کند این نی با نای شکسته
دیدگاه ها (۱)

مرا دردیست اندر دل که گرگویم زبان سوزد اگر پنهان کنم ترسم ک...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

Attar-050525

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط