گفت فراموشم کن

گفت فراموشم کن
من در هیچ خیابانی
با تو قدم نزدم.
زبانم بند آمد که بگویم
قدم نزدم
ولی در تمامِ کوچه های این شهر
به تو فکر کردم...

❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۳)

گل هاشناسنامه ندارندشناسنامه‌ی گل ها رابا نام دختر هازده اند...

و اینجاصبحاز ساحت مقدسلبخندهای توثانیه می شمارد!کسی آن سوی ج...

خریــــــــــدارمتمام تنهایی‌هایت راتمام غمها و دردهایت راتم...

تمام خیابان های شهر را قدم زدم،هیچ خیابانی به خانه نمی رسید…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط