تکپارتی — «روزِ خرابکاری در دانشگاه» 😂🎓
تکپارتی — «روزِ خرابکاری در دانشگاه» 😂🎓
ا/ت تازه از دانشگاه برگشته بود که اعضا دیدند لباسش کمی کثیف شده و قیافهاش حسابی خسته است.
جین: خوشکله، چی شده؟ چرا این شکلیای؟ 😂
ا/ت: هیچی... فقط امروز یه کم بدشانسی آوردم.
جونگکوک: بچه، «یه کم» یعنی چی؟!
ا/ت: اول قهوه روی جزوههام ریخت، بعد توی کلاس خودکارم شکست، بعد هم موقع خروج از دانشگاه خوردم به در شیشهای! 😭😂
تهیونگ: بچه کوچولو، به در شیشهای خوردی؟! 😂
شوگا: پیشی، امروز کلاً با دنیا مشکل داشتی؟
ا/ت: ظاهراً دنیا با من مشکل داشت. 😭
جیهوپ: سانشاینم، بیا بشین. امروز دیگه هیچ کاری نمیکنی.
جیمین: موچی کوچولو، من برات نوشیدنی میارم.
نامجون: مکنهی گروه، امروز رسماً باید استراحت کنی.
ا/ت: ولی تکالیفم...
همه با هم: نه! 😂
جین سریع پتو آورد و روی شانههای ا/ت انداخت.
جین: خوشکله، دستور پزشک: امشب فقط استراحت و فیلم!
جونگکوک: بچه، من فیلم انتخاب میکنم.
شوگا: پیشی، نه. دفعه قبل فیلمی انتخاب کردی که سه ساعت طول کشید.
تهیونگ: بچه کوچولو، من انتخاب میکنم!
جیمین: موچی کوچولو، بیا رأیگیری کنیم.
ا/ت خندید: شما هفت نفر حتی سر فیلم هم دعوا میکنید؟ 😂
نامجون: مکنهی گروه، این خانواده بدون دعوا معنی نداره.
ا/ت لبخند زد و گفت:
ا/ت: خب... پس امشب فقط میخندیم.
جیهوپ: دقیقاً سانشاینم! ☀️💜
و آن شب، به جای اینکه ا/ت به بدشانسیهای روزش فکر کند، با هفت نفر کنار خودش تا آخر شب خندید. 😂💜
✨ پایان ✨
نویسنده: الیسا ✍️💜
ا/ت تازه از دانشگاه برگشته بود که اعضا دیدند لباسش کمی کثیف شده و قیافهاش حسابی خسته است.
جین: خوشکله، چی شده؟ چرا این شکلیای؟ 😂
ا/ت: هیچی... فقط امروز یه کم بدشانسی آوردم.
جونگکوک: بچه، «یه کم» یعنی چی؟!
ا/ت: اول قهوه روی جزوههام ریخت، بعد توی کلاس خودکارم شکست، بعد هم موقع خروج از دانشگاه خوردم به در شیشهای! 😭😂
تهیونگ: بچه کوچولو، به در شیشهای خوردی؟! 😂
شوگا: پیشی، امروز کلاً با دنیا مشکل داشتی؟
ا/ت: ظاهراً دنیا با من مشکل داشت. 😭
جیهوپ: سانشاینم، بیا بشین. امروز دیگه هیچ کاری نمیکنی.
جیمین: موچی کوچولو، من برات نوشیدنی میارم.
نامجون: مکنهی گروه، امروز رسماً باید استراحت کنی.
ا/ت: ولی تکالیفم...
همه با هم: نه! 😂
جین سریع پتو آورد و روی شانههای ا/ت انداخت.
جین: خوشکله، دستور پزشک: امشب فقط استراحت و فیلم!
جونگکوک: بچه، من فیلم انتخاب میکنم.
شوگا: پیشی، نه. دفعه قبل فیلمی انتخاب کردی که سه ساعت طول کشید.
تهیونگ: بچه کوچولو، من انتخاب میکنم!
جیمین: موچی کوچولو، بیا رأیگیری کنیم.
ا/ت خندید: شما هفت نفر حتی سر فیلم هم دعوا میکنید؟ 😂
نامجون: مکنهی گروه، این خانواده بدون دعوا معنی نداره.
ا/ت لبخند زد و گفت:
ا/ت: خب... پس امشب فقط میخندیم.
جیهوپ: دقیقاً سانشاینم! ☀️💜
و آن شب، به جای اینکه ا/ت به بدشانسیهای روزش فکر کند، با هفت نفر کنار خودش تا آخر شب خندید. 😂💜
✨ پایان ✨
نویسنده: الیسا ✍️💜
- ۱۵۴
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط