اینقدر توی گوشم حرف نزن

‍ «این‌قدر توی گوشم حرف نزن،
چی چی رو گناه داره؟
من بیشتر از اون گناه دارم،
منم آدمم، مگه چی کم دارم از اون پسره دیلاق بد دهن. اه...
گفتم حرف نزن، گناه داره که داره،
باباش یکی بهتر می‌خره براش، چرا نخره؟!
دویست سیصد میلیون که برای اون‌ها پولی نیست، شایدم بیشتر باشه مثلا پونصد اصلا اگه میلیاردی باشه چی؟
ای کوفتشون بشه حروم‌خورا، معلوم نیست از کجا این همه پول رو آورده. حرف مفت میزنی‌ها...
آخه به قیافه این دیلاق میاد کار کنه؟
هر موقع دیدمش با همین عروسکش داره ویراژ میده و دختر سوار کرده،
هر روزم یک دختر، مشکی، بولند، زیتونی، فندقی... هه!
البته اون دخترام برای همین عروسکش سوار میشن‌،
حالا یک بلایی سر عروسکش بیارم که عزا بگیره.
پنچر کنم؟ نه بابا، پنچر فقط خرجش یک لاستیکه!
یه کاری می‌کنم که...
انقدر حرف نزن، از اول راه سرم رو بردی،
دهنت می‌بندی یا ببندم؟»

بطری اسید را روی ماشین پانصد میلیونی که چند هفته‌ای‌ست در کوچه آن‌ها پارک است می‌پاشد و تا نفس دارد می‌دود...

═════🇮 🇷 ════
🆔 @JANGEFARHANG
دیدگاه ها (۱)

جنگ فرهنگیhttps://t.me/joinchat/AAAAAD_KwPDeDhIoxbHCqQ

جنگ فرهنگیhttps://t.me/joinchat/AAAAAD_KwPDeDhIoxbHCqQ

جنگ فرهنگیhttps://t.me/joinchat/AAAAAD_KwPDeDhIoxbHCqQ

کاش پسر بودم 😞🖤+ای ای تروخدا بابا تروخدا نزن-ببند دهنتو دختر...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۲۵

پارت پنجم:منم پشت سرش راه افتادم و.... چی ماشین من نیومده چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط