زياده خواه نيستم!جاده شمال...يک کلبه جنگلي...يک ميز کوچک

زياده خواه نيستم!جاده شمال...يک کلبه جنگلي...يک ميز کوچک چوبي با دو صندلي...کمي هيزم...کمي اتش...مه جنگلي...کمي تاريکي-محض...کمي مستي ...کمي مهتاب...وبوي يار...وبوي يار...و بوي يار...!تو باشي...من باشم...و...هيچ!دنيا هم ارزاني خودشان...
دیدگاه ها (۱)

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل...پارت ۵،(از زبان لوسیفر )دو روز م...

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۵تنشِ بین اون دو نفر ...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط