افرین از حمایت هاتون راضی بودم
افرین از حمایت هاتون راضی بودم 😂
بعضی ها خیلی مشتاق پارت های جدید هستن 🤣
_دیدار غیر منتظره _
ریندو : خب اول باید یه ویدئو برای بابای عزیزش بفرستیم
سانزو: وای داشت یادم میرفت
ا/ت : بدویین دیگه
حالا با یه چیزی میزارن یه فیلمی چیزی میگیرن
ریندو : خب دیگه هر*زه کوچولو .......
ا/ت : هوی هوی هوی یه دور به من گفتی کوچولو پس به اون نمیتونی بگی
ریندو تیک عصبی : ا/ت ؟ آخه الان ؟
ا/ت : آره-_-
ریندو: حالا هرچی .....الان وقت طلافیه
ریندو با یه انبر سمت سورا میاد و یه لبخند روانی مانند میزنه
ا/ت هم مشتاش آماده هست
سانزو هم با کاناتا و خنجر وارد میشه
سورا : نه ...ر.رین منو و تو........
که مشت ا/ت رو صورتش فرود میاد
ا/ت : الان بهش چی گفتی ؟
صورت خونی سورا رو میگیره و کاری میکنه تو چشماش نگاه کنه ( نه اونطوری نمیشه )
ا/ت چشماش یه شکل دیگه شده بود ( مسخره نکنین )
ا/ت : جرعت داری یه بار دیگه بگو
سورا : تو چی،میگی ؟! گمشو اونور و بازم بهش میگم رین !
ریندو : شت
سانزو : خب دیگه نیازی به ما نیست
ا/ت صورت سورا رو ول میکنه یه قدم عقب میاد
ا/ت : او پس مخت تاب داره ......بچه ها فکر کنم امروز به شما ها نمیرسه اشکالی نداره که ؟
ریندو : من که مشکلی ندارم
سانزو : فکر کنم تماشا کنم لذت بخش تر باشه
ا/ت : خب پس ...بریم کارمونو شروع کنیم ( خنده روانی -_-)
بعد از ۱ ساعت
ا/ت : آخيش تموم شد ( لبخند گوگولی)
ریندو : پشمانم
سانزو : حب خوبه نکشتیش
ا/ت : بریم ویدئو رو به مایکی نشون بدیم (؛لبخند گوگولی )
ریندو : بریم ○.○
سانزو : یعنی مودی بودنتو برم
میرن پیش مایکی ( ا/ت لباس هاش خونی بود لباس خوابم بود )
مایکی وقتی چشمش به ا/ت میوفته یه نگاه چیکارش کردی به ریندک میندازه
ریندو : چیه به من چه خودش خواست !( ریندو هنوز نگرفته بود مایکی به چی فکر میکنه )
ا/ت : آره ول یخبندان میخواستن موافقت نکنن
مایکی : سانزو تو هم ؟
سانزو : ار......چیییییی ؟؟؟؟؟ نه اون چیزی که فکر میکنی نیست ( منحرف بدبخت )
ا/ت : مایکیییی فقط بیا اینو ببین !!!!
مایکی ویدئو رو میبینه و برای خانواده سورا میفرسته
هوشیزاوا( بابای سورا ) : اون عوضی هااااا به چه جرعت به عزیز دردونه من این کار رو کردنننننننننن
وای خسته شدممممم
من دارم پارت میدم معلم عربی داره حرف میزنه 🗿چقدر من دانش آموز خوبی هستم
آها عروس فراری برای فصل ۲ دیدار غیر منتظره هست 😂🤌🏻
بعضی ها خیلی مشتاق پارت های جدید هستن 🤣
_دیدار غیر منتظره _
ریندو : خب اول باید یه ویدئو برای بابای عزیزش بفرستیم
سانزو: وای داشت یادم میرفت
ا/ت : بدویین دیگه
حالا با یه چیزی میزارن یه فیلمی چیزی میگیرن
ریندو : خب دیگه هر*زه کوچولو .......
ا/ت : هوی هوی هوی یه دور به من گفتی کوچولو پس به اون نمیتونی بگی
ریندو تیک عصبی : ا/ت ؟ آخه الان ؟
ا/ت : آره-_-
ریندو: حالا هرچی .....الان وقت طلافیه
ریندو با یه انبر سمت سورا میاد و یه لبخند روانی مانند میزنه
ا/ت هم مشتاش آماده هست
سانزو هم با کاناتا و خنجر وارد میشه
سورا : نه ...ر.رین منو و تو........
که مشت ا/ت رو صورتش فرود میاد
ا/ت : الان بهش چی گفتی ؟
صورت خونی سورا رو میگیره و کاری میکنه تو چشماش نگاه کنه ( نه اونطوری نمیشه )
ا/ت چشماش یه شکل دیگه شده بود ( مسخره نکنین )
ا/ت : جرعت داری یه بار دیگه بگو
سورا : تو چی،میگی ؟! گمشو اونور و بازم بهش میگم رین !
ریندو : شت
سانزو : خب دیگه نیازی به ما نیست
ا/ت صورت سورا رو ول میکنه یه قدم عقب میاد
ا/ت : او پس مخت تاب داره ......بچه ها فکر کنم امروز به شما ها نمیرسه اشکالی نداره که ؟
ریندو : من که مشکلی ندارم
سانزو : فکر کنم تماشا کنم لذت بخش تر باشه
ا/ت : خب پس ...بریم کارمونو شروع کنیم ( خنده روانی -_-)
بعد از ۱ ساعت
ا/ت : آخيش تموم شد ( لبخند گوگولی)
ریندو : پشمانم
سانزو : حب خوبه نکشتیش
ا/ت : بریم ویدئو رو به مایکی نشون بدیم (؛لبخند گوگولی )
ریندو : بریم ○.○
سانزو : یعنی مودی بودنتو برم
میرن پیش مایکی ( ا/ت لباس هاش خونی بود لباس خوابم بود )
مایکی وقتی چشمش به ا/ت میوفته یه نگاه چیکارش کردی به ریندک میندازه
ریندو : چیه به من چه خودش خواست !( ریندو هنوز نگرفته بود مایکی به چی فکر میکنه )
ا/ت : آره ول یخبندان میخواستن موافقت نکنن
مایکی : سانزو تو هم ؟
سانزو : ار......چیییییی ؟؟؟؟؟ نه اون چیزی که فکر میکنی نیست ( منحرف بدبخت )
ا/ت : مایکیییی فقط بیا اینو ببین !!!!
مایکی ویدئو رو میبینه و برای خانواده سورا میفرسته
هوشیزاوا( بابای سورا ) : اون عوضی هااااا به چه جرعت به عزیز دردونه من این کار رو کردنننننننننن
وای خسته شدممممم
من دارم پارت میدم معلم عربی داره حرف میزنه 🗿چقدر من دانش آموز خوبی هستم
آها عروس فراری برای فصل ۲ دیدار غیر منتظره هست 😂🤌🏻
- ۱.۶k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط