#p۲۵:
#p۲۵:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
کوک به سمت ماشین حرکت کرد و سوار ماشین شد
♡: امممم
_: باز چیه
♡: میشه بریم عمارت پدرم؟
,_: باشه
♡: ممنون
_: خواهش میکنم
♡: نکنش🫢
_: ها؟!، خیلی بی ادب شدی ها
♡: بابا تو با ادب
_: تا عمارت ده دقیقه راهه، لطف کن تا عمارت ساکت باش
♡: باشه🙄
به سمت عمارت حرکت کردن و بعد ده مین رسیدن، وقتی وارد شدن نیلو با هیجان زیاد دوید به سمت ا/ت و اون رو در اغوش خودش گرفت
♡: اخخ، شما؟
نیلو: ابجی قشنگم منم نیلو، خداروشکر که حالت خوبه، میدونم حافظت رو برای مدت خیلی کوتاهی از دست دادی بیا بـ
♡: اخخ سرم
_: چی شد
نیلو: ابجی چی شد؟
♡: یه لحظه یادم افتاد که انگاری با تو دارم با یه سگ میدوم و میخندم
نیلو: یادش بخیر،اون سگ رعده سگ تو، حالت خوبه؟
♡: اره خوبم، من سگ دارم اخجون
_: خب بریم داخل
تهیونگ: بَه خواهر عزیزم چطوری
نیلو: باز این پیداش شد اَه
♡: خوبم داداش جذابم
_: باز شروع شد(زیر لب)
_: خیله خب بریم داخل
نیلو: کاملا موافقم
♡: بریمم
پ. ا/ت: سلامم دختر قشنگم، سلام داماد
_: سلام جناب کیم
♡: س سلام، شما پدرمی؟
پ. ا/ت: بله دخترم، بیا بغلم، دلم واسه وقتی سفت بغلم میکردی تنگ شده
♡: اخ سرم
پ. ا/ت: دخترم خوبی؟!
نیلو: اجی چی شد؟
♡: یه لحظه یادم اومد وقتی که پدر رو بغل میکردم، خب بابایی بیا بغلت کنم
ا/ت به سمت پدر دوید و خیلی محکم اون رو بغل کرد
پ. ا/ت: اخ دخترم حسابی لهم کردی بیاین بریم داخل
همگی: بریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
کوک به سمت ماشین حرکت کرد و سوار ماشین شد
♡: امممم
_: باز چیه
♡: میشه بریم عمارت پدرم؟
,_: باشه
♡: ممنون
_: خواهش میکنم
♡: نکنش🫢
_: ها؟!، خیلی بی ادب شدی ها
♡: بابا تو با ادب
_: تا عمارت ده دقیقه راهه، لطف کن تا عمارت ساکت باش
♡: باشه🙄
به سمت عمارت حرکت کردن و بعد ده مین رسیدن، وقتی وارد شدن نیلو با هیجان زیاد دوید به سمت ا/ت و اون رو در اغوش خودش گرفت
♡: اخخ، شما؟
نیلو: ابجی قشنگم منم نیلو، خداروشکر که حالت خوبه، میدونم حافظت رو برای مدت خیلی کوتاهی از دست دادی بیا بـ
♡: اخخ سرم
_: چی شد
نیلو: ابجی چی شد؟
♡: یه لحظه یادم افتاد که انگاری با تو دارم با یه سگ میدوم و میخندم
نیلو: یادش بخیر،اون سگ رعده سگ تو، حالت خوبه؟
♡: اره خوبم، من سگ دارم اخجون
_: خب بریم داخل
تهیونگ: بَه خواهر عزیزم چطوری
نیلو: باز این پیداش شد اَه
♡: خوبم داداش جذابم
_: باز شروع شد(زیر لب)
_: خیله خب بریم داخل
نیلو: کاملا موافقم
♡: بریمم
پ. ا/ت: سلامم دختر قشنگم، سلام داماد
_: سلام جناب کیم
♡: س سلام، شما پدرمی؟
پ. ا/ت: بله دخترم، بیا بغلم، دلم واسه وقتی سفت بغلم میکردی تنگ شده
♡: اخ سرم
پ. ا/ت: دخترم خوبی؟!
نیلو: اجی چی شد؟
♡: یه لحظه یادم اومد وقتی که پدر رو بغل میکردم، خب بابایی بیا بغلت کنم
ا/ت به سمت پدر دوید و خیلی محکم اون رو بغل کرد
پ. ا/ت: اخ دخترم حسابی لهم کردی بیاین بریم داخل
همگی: بریم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
- ۵۳۸
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط