دوری تو مرا از پای در آورده
دوری تو مرا از پای در آورده
و تنهایی ام هر روز
ژرف تر می شود.....
مدت هاست سرگردانی ام
نایی برای جستن ندارد!!
دچار سیاهی شده ام
در دره تاریک خیالت!!
چشم هایم را می سایم
تا شاید خوابی مهنا
بر چشمانم بنشیند
و تعبیری برای آمدنت پیش پای من
بگذارد
ولی هر تعبیری را که بیشتر نوسان دهم
لاجرم باید مغزم را بدرم
در تهی تو بپیچم
و تنم را مدام بشکنم
نفرین به تو که همیشه از شکاف
اندیشه ام
لبخند زنان گذر میکنی!!
نفرین به این زیست
که مرا از من ربود.......!!
«آیدین دلاویز»
و تنهایی ام هر روز
ژرف تر می شود.....
مدت هاست سرگردانی ام
نایی برای جستن ندارد!!
دچار سیاهی شده ام
در دره تاریک خیالت!!
چشم هایم را می سایم
تا شاید خوابی مهنا
بر چشمانم بنشیند
و تعبیری برای آمدنت پیش پای من
بگذارد
ولی هر تعبیری را که بیشتر نوسان دهم
لاجرم باید مغزم را بدرم
در تهی تو بپیچم
و تنم را مدام بشکنم
نفرین به تو که همیشه از شکاف
اندیشه ام
لبخند زنان گذر میکنی!!
نفرین به این زیست
که مرا از من ربود.......!!
«آیدین دلاویز»
- ۸۵۶
- ۱۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط