تا زمستان من آغاز بهارم باشد...

تا زمستان من آغاز بهارم باشد...
...کاش دارایی من، هر چه ندارم باشد

می شود هیچ گناهی نکنم، با اینکه
مثل سیب، اول یک وسوسه، کارم باشد

به هوای تو، اگر هر نفسم تنگ شود
یاد تو، جای تو، هر لحظه کنارم باشد

زندگی زنده شود، مرگ بمیرد وقتی
سبزه ی دامن تو حادثه زارم باشد

نور- در حبس ابد بین- دو آیینه شدم
بی نهایت، چه عذابی ست حصارم باشد

ماهی تنگ خیالات منی، کاش دلت
رو به دریای دلم، راه فرارم باشد

گردنم، بسته ی گیسوی تو باشد یا نه...
...می شود دلخوشی ام،هر چه که "دار"م باشد

هر زمان پلک زدی، لحظه ی نوروزم شد
تا زمستان من آغاز بهارم باشد
دیدگاه ها (۳۸)

.لبـــــــــــریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب...

لبـــــــــــریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب ...

لبـــــــــــریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب ...

لبریز غزل های عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب است نگاهتا...

لبریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب است نگاهتام...

لبریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب است نگاهتام...

لبـــــــــــریز غزلهای عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب ...

لبریز غزل های عجیب است نگاهتتلفیق شراب و شب و سیب است نگاهتا...

🌸💚 بايد اعتراف كنم كهبي تو ، فصلي سبز از من كوچ كرده است و ب...

ناشناخته ترین احساس من...  زمین تنگ و...  زمان کوتاه است... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط