چند پارتی کوک(پارت ۳):

چند پارتی کوک(پارت ۳):
چند ماه از جدا شدنه ا،ت و‌کوک میگذره که پی دی نیم به ا،ت زنگ زد و خبری رو‌بهش داد:
پی دی نیم:سلام ا،ت
ا،ت:سلام پی دی نیم
پی دی نیم:ا،ت برای شب ساعت ۸اماده باش امشب به یک برنامه دعوت شدی که مجریش یک ادمه معروفه
ا،ت:اوهوم باشه پی دی نیم
(بچه ها پی دی نیم چون میدونه ا،ت چرا از کوک جدا شده برای همین این برنامه رو درست کرده تا رابطشونو درست کنه)
ا،ت ویو:
الان ساعت ۵ بود برای همین یک حمام طولانی رفتم و اومدم بیرون و به سمت میز آرایشم رفتم چون دوست نداشتم میکاپرا برام آرایش کنن برای همین یک آرایش کردن که اونجا فقط به ترمیم نیاز داشته باشه
آرایشمو کردم و رفتم سراغ لباسم و یک لباس منحصر به‌فرد پوشیدم که کوک همیشه بهم میگفت خیلی بهم میاد اوفففف نمیتونم یک روز بهش فکر نکنم خوب غذا میخوره؟خوب استراحت میکنه؟
اصلا ولش کن لباسمم پوشیدم و منتظره ون مخصوص کمپانی شدم و بعد از چند دقیقه رسیدم به محله مورد نظر و پیاده شدم و واردش شدم
که میکاپرا بهم حمله کردند و بعد داشتن میکروفنمو درست میکردند یکدفعه چیزی رو دیدم که نباید میدیدم اون اون اون اینحا چیکار میکرد؟
دیدگاه ها (۴)

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

دختر تنها {2}

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

تکپارتی جونگ کوک

سرنوشت پارت (۱۲)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سناریو مایکی پارت اخر

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط