ای شب به من بگو...
اکنون ستاره‌ها...
نجواگران مرثیه ی عشق کیستند؟
هنگام عصر برسر دیوار باغ ما ...
باز آن دو مرغ خسته
چرا می‌گریستند؟!

#منوچهر_آتشی


دیدگاه ها (۱)

‌‌تو کیستی که صدایت به آب می‎ماندتبسّمت به گل آفتاب می‎ماندت...

‌#دیالوگری: دیگه حتی رُفقام هم نمیخوان با من حرف بزنن!اِدی: ...

‌رفتی و دل بردی و جان من از غم سوختیبازگرد آخر، که چندین ظلم...

‌شب است و خاطره ای می خزد به بستر منتو نیستی و خیال تو را، ب...

موسیقی

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط