سناریو : تک پارتی ، درخواستی

سناریو : تک پارتی ، درخواستی
موضوع : وقتی از دستش ناراحتین
......................................................
نام سناریو : اخمالو کوچولو

ساعت ۱ شب یود و سانزو از ساعت ۷ صبح از خونه زد بیرون عصبی و نگران نشسته بودی روی صندلی و داشتی توی گوشیت میچرخیدی که صدای قفل اومد و فهمیدی سانزوعه بلند شدی غذا رو داغ کنی و سانزو اومد توی حال دراز کشید روی مبل
ات : چرا انقدر دیر اومدی خونه ؟ ( ریلکس )
سانزو : کارای بونتن زیاد بود . الانم اومدم کارای بونتن رو سپردم به زیر دستام ( منظورش اعضای بونتن نیست )
ات : خیلی زحمت کشیدی اومدی میتونستی اونجا بگیری بکپی ( لحنش یکم تند شد و عذا رو اورد )
سانزو : ببین واقعا میدونم کارم اشتباهه ولی مجبورم ( دست ات رو گرفت )
ات : غذاتو خوردی ظرف هاتو رو بشور حالم خوب نیست میرم بخوابم ( دستشو پست زد که بره بخوابه )
سانزو : چرا حالت خوب نیست ؟ ( بلند شد )
ات : به تو هیچ ربطی نداره از جلو رامم برو کنار حوصلتو ندارم
سانزو : چیشده عسلم ؟ ( دستای ات رو گرفت )
ات : ولم کن ( لحنش تند شد )
سانزو : تا نگی نبودم چیشده ولت نمیکنم ( لحن جدی ولی اروم )
ات : ولم کن ( با بغض )
سانزو : بشین ببینم چی شده ( پرنسسی بغلش کرد گذاشتش روی مبل خودشم نشست بغلش )
ات : مگه نگفتی دیگه بخاطر من ادم نمیکشی و اون قرصارو نمیخوری ؟ ( با بغض )
سانزو : عزیزم الکی خودتو ناراحت نکن دارم کاراش رو انجام میدم که دیگه ادم ها رو نکشم و خودتم میدونی اون قرصا بهم کمک میکنه وقتی کسی رو میکشم اعذاب مجنان لهم نکنه ( ناراحت و شروع کرد به ناز کردن دست ات ) تو برو بخواب و استراحت کن قول میدم همچی رو درست کنم قند عسلم
ات : ب.باشه ( رفت تو اتاقش )
سانزو غذاشو خورد و ظرف هاشو شست یک هفته بعد از بانتن دراومد و طی ۴ ماه قرص روان گردان رو ترک کرد و به زندگی شیرینش برگشت

( هدفم از این سناریو این بود که انقدر سانزو رو منحرف ، عصبی ، بی احساس و معتاد نشون ندم و اینکه جبرانی باشه برای سناریو ندادنم )
دیدگاه ها (۹)

شیپ اینوپی و کوکو ( درخواستی به خدا پاره شدم تا برم پینترس ی...

فن ارت ✖غم ارت ✔

تک پارتی سانزو

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط