اونقدر حرفهایم

✍اونقدر حرفهایم


را جویدم و


سکوت کردم....که


لبهایم طعم خون میدهند...!!!!
دیدگاه ها (۶)

گرگهایی این حوالی از سرما زوزه میکشند و تو با تمام سا...

دِلْ تنگے اَم را با فاصلــہ مے نویسَمْـــ ...تا شایدْ فاصلــ...

روزهای رفته،.مثل چوب کبریتهای }سوخته می مانندجمع آوری شده در...

فقط سکوت کردم!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط