👑 پارت چهارم | دعوتی غیرمنتظره

👑 پارت چهارم | دعوتی غیرمنتظره

صبح روز بعد، لیانا کنار پنجره‌ی اتاقش نشسته بود و فنجان چای را میان دست‌هایش گرفته بود.
شب گذشته مدام در ذهنش تکرار می‌شد.
رقص.
موسیقی.
و آن شاهزاده‌ی مغرور.
لیانا زیر لب گفت:
— چرا اصلاً دارم بهش فکر می‌کنم؟
مادرش از پشت سر وارد اتاق شد.
— چون دیشب با ولیعهد رقصیدی؟
لیانا برگشت.
— مامان!
مادرش خندید.
— خودت گفتی چیزی نشده.
— چیزی نشده!
— پس چرا داری با فنجونت دعوا می‌کنی؟
لیانا به فنجان نگاه کرد.
— من با هیچ‌کس دعوا نمی‌کنم.
صدای در به گوش رسید.
پدرش وارد شد و نامه‌ای در دست داشت.
— لیانا.
— بله؟
پدرش نامه را روی میز گذاشت.
— این صبح زود به دستمان رسیده.
لیانا نامه را برداشت.
مهر سلطنتی روی پاکت بود.
چشم‌هایش گرد شد.
— از... قصر؟
مادرش کنار او آمد.
— بازش کن.
لیانا پاکت را باز کرد و نامه را خواند.
چند ثانیه سکوت کرد.
پدرش پرسید:
— چی نوشته؟
لیانا آهسته گفت:
— خانواده‌ی سلطنتی برای شام امشب من و شما رو دعوت کرده.
مادرش لبخند زد.
— چه عالی!
لیانا با نگرانی گفت:
— عالی؟!
— بله!
— چرا باید دوباره برگردم اونجا؟
پدرش خندید.
— شاید ولیعهد از رقص دیشب خوشش آمده.
لیانا سریع گفت:
— اصلاً!
مادرش پرسید:
— مطمئنی؟
— کاملاً.
در همان لحظه...
قصر سلطنتی.
جنگکوک پشت میز کارش نشسته بود.
تهیونگ روبه‌رویش ایستاده بود.
— واقعاً خودت درخواست کردی دوباره دعوتش کنن؟
جنگکوک سرش را از روی نامه بلند کرد.
— من فقط پیشنهاد دادم.
— چرا؟
— چون دیشب متوجه شدم درباره‌ی خانواده‌ی کیم چیز زیادی نمی‌دانیم.
تهیونگ لبخند زد.
— فقط همین؟
جنگکوک نگاه سردی به او انداخت.
— همین.
تهیونگ دست‌هایش را بالا برد.
— باشه، باشه.
جنگکوک دوباره به نامه نگاه کرد.
اما خودش هم نمی‌دانست چرا از میان تمام مهمانان آن جشن...
فقط یک نفر در ذهنش مانده بود.
کیم لیانا.
دختری معمولی که نه از عنوان ولیعهد ترسیده بود...
و نه حاضر شده بود مثل بقیه با او رفتار کند.
و شاید همین موضوع، بیشتر از هر چیزی ذهن جنگکوک را درگیر کرده بود.
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
شروط برآی پآرت بعدیː
ˡᶦᵏᵉ : 𝟷𝟶𝟶👑⃢⋆
ᶜᵒᵒᵐᵉⁿᵗ : 𝟺𝟶👑⃢⋆
ʳᵉᵖᵒˢᵗ : 𝟸𝟾👑⃢⋆
دیدگاه ها (۶)

🦢 پارت سی‌ویکم | حقیقت پدرلیانا هنوز جلوی در ایستاده بود.— ی...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

فصل دومپارت بیست و چهارم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط