, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را،

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را،
کشیدم طرح زیبای غروب چشمهایت را،

کنارهاله چشمت کشیدم عکس یک دریا،
کشیدم روی امواجش حضور آشنایت را،

وآن شب با دلی لبریز از آوار دلتنگی،
زدم فریاد در ساحل:"دلم دارد هوایت را
دیدگاه ها (۱)

خواستم پنجره را باز کنم گفتی نهجای ِ مهتاب تو را ناز کنم گفت...

. من خریدار نگاه خسته ات هستم هنوزبا همان شوریدگی دیوانه ات ...

. صدایت را میبوسم...و دلتنگیها به همین سادگی تمام میشوند...ا...

خیلی دوست دارم بعداز مرگم به هرکسی که دلم خواست یه جمله بگم ...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمهایت...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چ...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمهایت...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط