گرچه میدانم، درآغوشت نمی گیرم گلم
گرچه میدانم، درآغوشت نمی گیرم گلم
تا نگویم دوستت دارم، نمی میرم گلم
حق من این نیست در دنیا، که آمد بر سرم
من چرا بسیار با این رسم، درگیرم گلم؟
زیر بار ناسپاسی، شانه های من شکست
بس که درگیر نگاه شک و تحقیرم گلم
بدنکردم، بدکشیدم، بد نمی خواهم، بگو
چیست راه چاره و تغییر تقدیرم، گلم؟
باورم تنها تو شاید کرده باشی نازنین
در دلت، یا درخیالت، چیست تصویرم، گلم؟
هرچه باشم، خوب یابد، دوستت دارم، ولی
تا نگویی دوستت دارم، نمی میرم گلم
تا نگویم دوستت دارم، نمی میرم گلم
حق من این نیست در دنیا، که آمد بر سرم
من چرا بسیار با این رسم، درگیرم گلم؟
زیر بار ناسپاسی، شانه های من شکست
بس که درگیر نگاه شک و تحقیرم گلم
بدنکردم، بدکشیدم، بد نمی خواهم، بگو
چیست راه چاره و تغییر تقدیرم، گلم؟
باورم تنها تو شاید کرده باشی نازنین
در دلت، یا درخیالت، چیست تصویرم، گلم؟
هرچه باشم، خوب یابد، دوستت دارم، ولی
تا نگویی دوستت دارم، نمی میرم گلم
- ۷۰۶
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط