سرکاری ش 7

سرکاری ش 7


تو پاساژ راه میرفتم که یهوخوردم به یه نفرو افتادزمین..
سریع رفتم بلندش کردم و گفتم: واقعا عذرخواهی میکنم!

وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف مانکن جلوی مغازه است..

اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!

بهش گفتم:خنده داره؟خب من فکر کردم آدمه!
اما یارو چیزی نگفت!

خوب که دقت کردم دیدم اونم یه مانکن دیگست!
خیلی حالم بده.. قرصام کجاست(laugh)(laugh)(laugh)
دیدگاه ها (۴)

سرکاری ش 8 رفتم خونه مادر بزرگم یه کاسه مغز پسته گذاشت جلوی ...

سرکاری ش 9 . تویه گروه بودم دختره به دوستش گفت المیراممنون ....

دوتا عشقولای من....من میگم دپیکا خوشکلتر و اندامش بهتر از کا...

تو ﺑﺎ ﭘﻮﻻﺕ ﺭُﮊ ﻭ ﺭﯾﻤِﻞ ﻣﯿﺨَﺮﯼ ✘ ﻣﻦ با بیشترش لَواشَک ﻭ ﺷُﮑُ...

رمان~Goddess ~پارت ۱۰

I need you're body part 16سریع رفتم تو حیاط کوک به ماشینش تک...

my exp.11ا.ت ویو..............ازش متنفرمممممممممم_فلش بک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط