توی این خونه پوسیدم خدایا،

توی این خونه پوسیدم خدایا،
مگه دیوار اینجا در نداره؟!
چقدر باید تحمل کرد بی عشق؟!
مگه دنیا در و پیکر نداره؟!
چشام کم سو شد از بس گریه کردم،
نمیدونم کی از این خونه میرم،

دارم می پوسم و چشم انتظارم،
دارم میمیرم و از رو نمیرم !
دیدگاه ها (۱)

درست از آخرین برگی که باختی،درست از آخرین دستی که بردم،عزیزم...

به راهی که اکثر مردم می روند بیشتر شک کن؛اغلب مردم فقط تقلید...

دنیا چو رباط و ما در او مهمانیم،تا ظن نبری که ما در او می‌ما...

روزی به دلبری نظری کرد چشم من،زان یک نظر مرا دو جهان از نظر ...

پارت چهارم.مین سو : نگو خبر بدیه وایسوهو : (خنده)مین سو : می...

Change in time / p.10

p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط