اگر قدرتش را داشتم تمامِ زن‌ و شوهرهای بی‌ربط را درون یک

اگر قدرتش را داشتم تمامِ زن‌ و شوهرهای بی‌ربط را درون یک کارخانه رها می‌کردم و بعد یکی‌یکی با دستگاه، زوج مناسب و مرتبط با هر کدام را پیدا می‌کردم و دستشان را تو دستِ هم می‌گذاشتم. بدبختی ما اینجاست که هیچ‌کس مال آدم مربوط به خودش نیست. همه گیرِ نامربوط‌ها افتاده‌ایم.
دیدگاه ها (۳)

آغوشی از جنس خطر پارت ۸ هشت

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟓دکتر با عجله وارد اتاق شد. ص...

ددی خشن من

برده عمارت جئون

Six

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

شاهکاری به نام دروغ

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط