//////////////######//////////// دلآرامم، بهارم!

//////////////######//////////// دلآرامم، بهارم!

باتو هستم!
بگو با من نگار مهربانم!

چه رازی در دوچشمانت نهفته،
که اینسان بی قرارم ازنگاهت!

ازآن ساعت که در اوج غرورم
نگاهم در نگاه تو گره خورد

درونم آتشی برپا شد از آن
که آرام وقرارم را گرفته

دگر از من نشانی نیست، باران!
دگر آنی که بودم نیستم من

تو آتش بودی وسوزاندیم.... آی
کنون خاکسترم هم نیست برجای

دگرحتی بقدر یک تبسم
بدون تو برایم نیست طاقت

همینقدرت بگویم نازنینم!

کنون من هستم آن ققنوس قصه
که افتادم درون آتش از پای

بیا "خیسم" کن از" باران" عشقت
که از خاکسترم برخیزم از جای "خیس باران"
دیدگاه ها (۵)

شعر_مهدویچگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام راچه علتی بیاورم ند...

#دلنوشتهقلم.بنویس.دردم.رابرای تو می نویسم که تو فقط بخوانیمر...

بسم الله. . . دختری به نام دلارامم ( ^_^ ) زندگی ام را که...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

محمد زهری

زندگی یک چمدان است که می‌آوریشبار و بندیل سبک می‌کنی و می‌بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط