بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت چهل دو🍷🗡



دکتر با دلسوزی نگاهش می‌کنه
اجازه نمیدم بیشتر ادامه بده

با اخم میگم
+خب، بقیش؟

نفس عمیقی میکشم که میگه
_یه آمپول تقویتی مینویسم هرروز بزنید

با شنیدن اسم آمپول پری از جاش پرید
+آمپول نه ، قرص بنویس

خندم گرفت
این زلزله از آمپول میترسه؟

کم‌کم نیشخند میزنم
+روزی دوتاش کن! خودم میزنم...

چشمای قشنگش گرد میشه
پچ میزنع
+برو بابا

دکتر هم تعجب کرده
نگاه خبرشو که به پری میبینم عصبی میشم

_کارت تموم شد میتونی بری!

بلند میشه
از لحن جدیم می‌ترسه

سریع نسخه ای مینوسه
میده دستم

+آقا نمیشد دوتا باشه تقویتیا‌ ولی تا یک ماه روزی یدونه آمپول تقویتی نوشتم براش

سر تکون میدم و تو سرد ترین حالت نگاهش میکنم

با اجازه ای میگه و می‌ره..
دیدگاه ها (۴)

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل سه🍷🗡دستمو تو سینم قفل میکنم و خیره نگا...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل چهار🍷🗡باشه ای میگه بلند میشه از روی تخ...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل یک🍷🗡هوفی کشیدم کلافه نگاهش کردم نمیدو...

بازی درخون 🍷🗡پارت چهل🍷🗡جوابمو نداد با صدای دندوناش به خودم ا...

وقتی تمرین مشترک داشتین(عضو پنجمی) p3

spy×familyفصل ۳ پارت•۳۷•شب شده و همه میرن بخوابنآنیا خمیازه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط