خدایا تورا غریب دیدم و غریبانه غریبت شـــــــــــــــــــ

خدایا تورا غریب دیدم و غریبانه غریبت شـــــــــــــــــــــــــدم تورا بخشنده پنداشتم و گنه کار شــــــــــــــــــــــــــدم تورا وفا دار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتـــــــــــــــــــم تورا گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم تو مرا چه دیدی که وفادار ماندیــــــــــــــــــــ...
دیدگاه ها (۱)

چه لحظـــه دردآوریـــه، اون لــحظه کــه میپرسه: خوبیــ؟ بغ...

نجار ها هم کورند ، هنوز تخت دو نفره می سازند ... نمی بنی...

قطارﮯ سمت خدا میرفت ،همـﮧ مردم سوار شدند ،وقتـﮯ بـﮧ بهشت رسی...

فصل دو نفره تموم شدحالا نوبت ماست....نوبت ماست که دستامونو ب...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

part 6که یهو مچ دستم کشیده شد و دوباره برگشتم سرجام سرمو بال...

part 10ویو مایکیاز شرکت برگشتم خسته بودم و و ذهنم درگیر این ...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

رمان عشق مافیا پارت 8از زبان ا/تگفت : نمیدونم کاره کی بوده و...

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط