قمارسرنوشت

#قمار_سرنوشت
پارت¹³
ته : فعلا که هرچی میگم باید گوش کنی
لونا : اونوقت چرا
ته : یادت رفته دیروز تو بازی گفتی اگه ببازی یه روز خدمت کارم میشی و باختی
لونا : خب نظرت چیه واست یه خدمت کار بگیرم که همیشه کارا تو انجام بده
ته : نوچ
من میخوام تو خدمت کارم شی
لونا : ای باباااااااا
باشهههه
ته : خب الان ساعت 7 شبه تا فردا همین موقع خدمت کارمی
اول بیا بریم تو عمارت
لونا : باشه (با حرص )
رفتن تو عمارت
ته : گشنمه
لونا : همین الان شام خوردییییی
ته : خب باز گشنم شده برو برام غذا بیار
لونا : باشه الان میرم همونو برات داغ میکنم میارم
ته : نه من سوشی میخوام
لونا : باشه الان سفارش میدم
ته : نوچ خودت باید درست کنی
لونا : ایشششش باشهههه
ته : فقط سریع چون خیلی گشنمه ( با خنده کم )
لونا : چشم عالی جناب امر دیگه ندارید ( با حرص )
ته : آهان چرا نودلم میخوام
ویو لونا
بهش چش قره رفتم و رفتم تو آشپزخونه تا درست کنم
نزدیک 1 ساعت بود داشتم غذا درست میکردم خسته شده بودم
بلخره حاضر شد و بردم گذاشتم جلوش
لونا : بیا
ته : به به
تو نمیخوری ( با دهن پر )
لونا : نه مگه من گاوم صد وعده شام بخورم
ته : الان منظورت به من بود
لونا : نه اصلا
این گفتم و رفتم تو اتاقم و خودمو انداختم رو ت*خت
لونا : آخيش خسته شدم
دیدگاه ها (۰)

#قمار_سرنوشت پارت¹⁴ویو لونا داشتم با گوشیم ور میرفتم که یکی ...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁵صبح شد ویو ته بلند شدم رفتم یه دوش گرفتم ...

واییییییییییی

#قمار_سرنوشت پارت¹²ویو لونا از ماشین پیاده شدم و رفتم تو عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط