قسمت ۲

قسمت ۲
نام داستان کوچک شده
کریشیما‌به ایزاواگفت چطور اینجوری شده
ایزاوا:بخاطر داروی توگا هست ما داریم روی
ساخت دارو کار می‌کنیم ۱ماه دیگه آماده میشه ولی تا اون موقع باید حواسمون به میدوریا باشه نباید اجازه بدید سر خود از کوسش‌استفاده‌کنه باشه بچه ها
بچه ها:باششششه

بعد رفتن ایزاوا خوابگاه
اوراراکا:چقدر گوگولی واییییییییییی
میدریا:لپ اوراراکارو گرفت و بشکون‌گرفت
اوراراکا:آیییییییی‌دردم گرفت بچه
میدرویا :گریه
اوراراکا :نه نه گریه نکن
خدایا چیکارکنم
باکوگو:اورز نگهداری بچه هم نداری
اوراراکا:توکه هیچ کاری نمیکنی
بعد میدوریا گریش بند آمد بادست
به باکوگو اشاره کرد وگفت
ب.ا.ک.گ.و
اوراراکا:تحویل بگیر تورو میخواد

باکوگو :به من چه
جیرو:بهتره دعوا نکنیم
واونا درحال داد زدن بودن که
آیدا آمد گفت بسه بس کنید
باکوگو:تو چی میگی ۴ چشم
آیدا :۴ چشم چقدر بی ادبی باکوگو
و باکوگو گفت.......
ادامه قسمت بعد لایکارو‌پاره کنید قسمت بعد
امشب میاد
دیدگاه ها (۱۲)

توو باکوگو

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۷

سیلام سیلام.پارت8(اگه نباشی...)ایزاوا:اینجا چه خبره؟!ایزاوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط