در عین همراهی به من همواره شک داشت

در عین همراهی به من همواره شک داشت
چون گل به گلدانی که سرتا پا ترک داشت

من زندگی می کردم، او بازی، برایش
این دلخوشی ها جنبه دلخوش کُنک داشت

روح مرا هم صحبتی اش تازه می کرد
چون لذتی که در عطش آب خنک داشت

حساس بود و هی به آدم پیله می کرد
اخلاق و رفتاری شبیه شاپرک داشت

احساس او هرگز مرا دارا نکرده ست
سارای من سیبی که دستم داد لک داشت

این زندگی آیینه دق شد پس از او
با مرگ در من بازتابی مشترک داشت

من مثل دریا اهل بخشش بودم ای کاش
دستان من هم مثل او قدری نمک داشت

جواد منفرد
دیدگاه ها (۲)

در عین همراهی به من همواره شک داشت چون گل به گلدانی که سرتا ...

در عین همراهی به من همواره شک داشت چون گل به گلدانی که سرتا ...

در عین همراهی به من همواره شک داشت چون گل به گلدانی که سرتا ...

خدمت_زهرا_سلام_الله_علیها_به_بشریتپرسش❔ برخی از ضد دینان شبه...

#ایران جان #مرکزی ایران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط