تازه اومدم.خالم تازه ازدواج کرده.امشب منومجبورکردن که باه

تازه اومدم.خالم تازه ازدواج کرده.امشب منومجبورکردن که باهم بریم بیرون بگردیم.منم رفتم.بنده خداهاخیلی سعی کردن بخندوننم.ولی تاساکت میشدم افکارلعنتیم دیوونم میکرد...زندگی من دیگه شیرین نمیشه...
دیدگاه ها (۴)

...

...

خداکنه طلوع آفتاب فردارونبینم....شب بخیر

واین ازلطف پروردگاریکتاست که باعث شده گناه نکنم.ولی دلم خیلی...

پارت یازده علامت شوگا(@)

پارت ۹ویو جیووکوک داشت با عصبانیت بهم نگا میکرد+ می‌آید بریم...

Forced marriagePart3قضیه برای مادر و پدرم تعریف کردم ب،ج:نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط